السيد عبد الحسين اللاري
295
مجموعه رسائل ( فارسي )
بسم الله الرحمن الرحيم سؤال : احكام قانون ادارهء بلديّه چيست ؟ جواب : كليّة « 1 » ادارهء بلديه عبارت از كليهء دفع مفاسد و جلب منافع و مصالح بلديه است ولى بر وجه مشروعيت عدل و احسان نه بر وجه بدعت و ظلم و عدوان و قياس « 2 » و استحسان « 3 » كه فارق بين اهل كفر و ايمانست .
--> « 1 » در پاسخ به سؤال احكام قانون اداره بلديّه ، مرحوم مصنف ابتدا جهتگيرى كلى حكومت را بيان مىفرمايد كه عبارت از دفع مفاسد و جلب منافع مملكت باشد و مبناى مشروعيت احكام صادره از سوى حكومت را رعايت عدالت و احسان مىداند و از هر گونه بدعت و استقرار شيوههاى جديد و غير معمول و توأم با ظلم و ستم كارى نهى مىكند . در تفصيل مطالب كلى فوق ، ابراز مىدارد كه زيبا سازى شهرها و آراسته گرداندن ظاهر مملكت تمام وظيفهء حكومت نيست بلكه از مسئوليتهاى ابتدايى نظام است . وظيفهء اصلى حكومت اسلامى زمينه سازى رشد و تعالى روحى و بازسازى معنوى و آراسته گرداندن درونى شهروندان است كه اين مهم از طريق مبارزه با منكرات در مصاديق متناسب هر زمان صورت مىگيرد . « 2 » قياس : از منابع اجتهاد در فقه اهل سنت ، بويژه نزد حنفيان است و عبارت است از تسرى حكم از قضيه معلوم به قضيه مجهول بخاطر مشابهتى كه بين دو قضيه وجود دارد . اركان قياس عبارتند از : 1 - اصل ( قضيه معلوم ) . 2 - فرع ( قضيه مجهول ) . 3 - جامع ( وجه شبه ) . 4 - حكم ( حكم قضيه معلوم كه به قضيه مجهول سرايت داده مىشود ) . « 3 » استحسان : از منابع اجتهاد در فقه اهل سنت بويژه نزد مالكيان است و مشهورترين تعريف آن چنين است : حكمى كه به ذهن مجتهد خطور مىكند و او آن را به عقل خويش نيكو مىشمارد ولى از ارائه دليلى براى آن ناتوان است .